(قسمت دوم)
[دوشیزه بطروس ملالی عربها شد]
قسمت اول این مقاله بحث عمومی در مورد هنر و زیبایی بود؛ آنچه متاسفانه طی سالیان اخیر در کشور ما نه تنها فراموش است، بلکه ذوق عامه سقوط نموده و اگر چیزی هم بنام هنر به رُخ مردم کشیده میشود، بیشتر ابتذال است. درحالیکه احساس استه تیک و تکوین زیباشناختی و زیبادوستی نیاز به پرورش و پالش دارد. زیبایی شناسی تفکری در باره هنر است و اثر هنری عبارت از تخلیق هنرمندانه وزیبا بوده که توسط یک گروه هنری پذیرفته شده باشد. آثار و تخلیقات هنری جز مهم فرهنگ انسانی است. شهرت ومقام شامخ بعضی آثار، آبدات، نقاشی ها، خطاطی و پارچه های موسیقی آنقدر معروف شده اند که حیثیت داشته های مشترک بشریت را تشکیل داده اند، مانند: سمفونی مونامی و قوی سپید، آثار مکیلانژ، برج ایفل… در همسایگی خود میتوانیم از منار قطب دردهلی، دروازه مسجدشاه دراصفهان وشهکار تاج محل یاد نمود که به شهر آگره و تمام نیم قاره ی هند شکوه و عظمت بخشیده است. در جهان این نقل قول معروف شده است که: “مردم دنیا به د وبخش تقسیم میشوند، یکی انکه تاج محل را دیده اند و دیگر انکه تاج محل را ندیده اند!” درین نقل قول معنی عمیقی نهفته است وان اشاره به ابهت هنر است. میناتور سبک هرات کشورما، روضه ی مبارک، مسجد جامع هرات، قصر دارالامان، خطاطی و اثار عزیزالدین وکیلی فوفلزایی و مرحوم حسینی، نمایشنامه های مرحوم استاد بېسد، پارچه های موسیقی چهار بیتل(چهاربرادر)، موسیقی گروه لاله ها و آهنگهای احمدظاهر، استاد رحیم بخش، پارچه های موسیقی هارموینه ی استاد زاخیل، موسیقی استاد سراهنگ، ترانه های رحیم غمزده، مثنوی معنوی مولوی، اشعار خوشحالخان خټک، اثر ادبی (ځانځانی ښامار) استاد مجروح، و غیره آثار ماندگار و زیبای هنری و ادبی اند که متاسفانه امروز مثال ان ایجادیات را نداریم.
همچنان در قسمت اول مقاله موضوع تعهد و پیغام در هنر مطرح شد. اثار هنری رسالت معین دارند. هنرمند متعهد پیام زنده گی ساز و نوید بخش را به جامعه میرساند. ارزش بعضی تخلیقات تا سطح اسطوره میرسد، مثلا بعضی لنډی های حماسی (که یک مثال آن: “که په مېوند کې شهید نه شوی – خدایږو لالیه بې ننگي ته دی ساتینه” شده میتواند) . چنین آثار زیبا و عمیق هنری نقش موثر در زنده گی دسته جمعی داشته اند. تعدادی از اسطوره ها به قوت هنریت و تجسم زیبایی تجلی ارزشهای فوق العاده اند.
موسیقی نیز میتواند این نقش را به سررساند. مثالهای ازترانه های میهنی و حماسی دری و پشتو را داریم که مبین این ادعا اند. اما متاسفانه همان سان که طی سالیان اخیر به هنر و پرورش ذوق عامه کمتر توجه صورت گرفت، همانسان هم محتوای هنری ضعیف گردید. مثالهای از موسیقی بی مایه که محترم منگل، محترم نادری و طنز نویس طناز محترم سلام به آن اشاره نموده ارائه شد. خصوصا نمایش کنسرتی که در خارج از کشور صورت گرفت وباعث عکس العلمهای در داخل کشور شد. با تاسف که درین (کنسرت) نه تنها پیام ورسالتی وجود نداشت، بلکه بدترین شکل ابتذال و توهین به فرهنگ ملی ما بود. در حالیکه مثالهای از آثار موسیقی در جوامع مختلف وجود دارد که دارای تمام اوصاف هنری و مورد پذیرش همگانی بوده، برعلاوه دارای پیغام سازنده اند.
مثالی را از کشور اسلامی مصر می آوریم: نام و هنر ام گلثوم نه تنها در مصر و سایر کشورهای عربی، بلکه در اکثریت کشورهای جهان معروف است. درین اواخر درعرصه ی موسیقی عربی نام (جولیا بطروس / بتروس ) لبنانی توجه مردم عرب و حتا جهان را بخود جلب و هیجان بی مانند آفرید. او در کنسرتی به اشتراک هزاران تن ملت عرب را برعلیه ظلم صهیون به مبارزه طلبید. او صدای ملت مظلوم فلسطین شد، لباس و حرکات او متین و سنگین، طرز ستیژ و کمپوز او خیلی عالی بود. او اشعار زیبا و انقلابی را انتخاب نموده است که ندای وجدان انسانییت، عدالت و آزادی خواهی است. اجرای این آهنگ زیبا، هنرمندانه و آبرومندانه بودبود. فکر میشودهمین یک مثال نیزبرای توضیح (ادای رسالت هنرمندانه) کافی است.
هنرمند محبوب و مشهور لبنانی جولیا بتروس ترانه های حماسی و ملی گرایانه مانند( وین المایین- کجا استید ای میلیون ها تن)، (الحق سلاحی- سلح حق من است)، ( احبانی…) و چندین ترانه و آهنگ زیبا و رسالتمند را با لباس آبرومند و اکتهای زیبا و ژست های سنگین و مناسب با شان یک هنرمند باوقار و مبارز تقدیم علاقه مندان هنرش نمود. او نه هنر را مسخره کرد و نه روی ستیژ نیمه برهنه (رقصید!) او نه تنها صدای ملت مظلوم فلسطین شد، بلکه در روزهای جنگ ایران نیزخواند:
- من را ببرید در خیابانهای تهران بخوانم- با ملت ایران سخن می گویم،
- من را ببرید به میدان آزادی، تا تکبیر بگویم، من را ببرید به میدان انقلاب!
و برای میلیون ها عرب خواند:
- عربیت را گمراه م منحرف نسازید!
- کجایید ای عربها که صهیون بالای زنان واطفال حمله کرده…
- احترام به کسانیکه با عزت قلبم را زنده کردند و او شهدای راه آزادی را ستود…
او از مبارزین ایران تمجید میکند و میگوید که پرچم شرف را ایران بلند کرد.
هدف از نوشتن این مثال ادای رسالت هنرمند درمقابل جامعه بود، در ضمن توجه به آفرینش آثاری زیبا وجاودان، نه آنکه باعث انزجار و تبصره ها گردد. اسطوره همین است خانم بتروس ملالی عربها شد. (ادامه دارد)