در طرح پیشنهادی ایالات متحده، نوعی تسلیم بیقیدوشرط ایران به چشم میخورد.
در مقابل، مطالبات ایران بیشتر بر رفع تحریمها، حفظ و احترام به حاکمیت فعلی، و همچنین دریافت «غرامتهای جنگی» متمرکز است.
از سوی دیگر، کشورهای حوزه خلیج فارس نیز بهطور فزایندهای بر توقف بیقیدوشرط اقدامات ایران در قلمرو خود و پرداخت «غرامت خسارات جنگی» تأکید دارند.
به نظر میرسد این وضعیت در نهایت به یکی از دو سناریوی زیر منتهی شود:
یا ایالات متحده و ایران از مطالبه غرامتهای جنگی صرفنظر خواهند کرد،
یا در صورت برتری ایالات متحده، این کشور علاوه بر بهرهبرداری از منابع نفت و گاز و فروش آن به دلار، منافع اقتصادی قابلتوجهی به شمول دریافت خسارات پوچک های مرمی منحیث خسارات جنگی به دست خواهد آورد و تنگه هرمز نیز باز خواهد شد.
در چنین شرایطی، ایران بهعنوان کشوری غیرنظامی در عرصه بینالمللی حضور خواهد یافت، چیزی که چین، روسیه، کشور های خلیج و اتحادیه اروپا هم میخواهند.
با این حال، هنوز برای قضاوت قطعی زود است و نمیتوان بدون پرهیز از گمانهزنی درباره این موضوع اظهارنظر کرد.
بهویژه اینکه شخصیتهایی مانند ترامپ قابل پیشبینی نیستند و نمیتوان بهسادگی به مواضع آنها اعتماد کرد.