انجنیر زلمی نصرت
دنمارک
بدخشان، به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی خود، یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی افغانستان به شمار میرود. این ولایت نه تنها حلقه اتصال آسیای مرکزی با شمالشرق آسیا است، بلکه از طریق دهلیز واخان، ظرفیت پیوند با جنوب آسیا و شبکههای بزرگ ترانزیتی منطقه را نیز داراست. همین ویژگی، بدخشان را به یکی از مهمترین کانونهای رقابت قدرتهای منطقهای، سازمانهای اطلاعاتی و شبکههای مافیای اقتصادی تبدیل کرده است. منطقهای که به «بام آسیا» شهرت دارد، همواره محل تلاقی منافع امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی بازیگران مختلف بوده است.
در شرایط کنونی، روسیه به دلیل تداوم جنگ اوکراین بخش قابل توجهی از توان راهبردی خود را درگیر این جبهه کرده و ایران نیز درگیر رویاروییهای پیچیده با غرب، اسرائیل و بحرانهای امنیتی خاورمیانه است. با وجود این، هر دو کشور همچنان از ظرفیتهای نفوذ و اثرگذاری در افغانستان برخوردارند. هرچند روسیه پس از حاکمیت طالبان بخشی از نفوذ سنتی خود را در شمال افغانستان از دست داده است، اما هنوز توانایی تأثیرگذاری بر تحولات امنیتی این حوزه را حفظ کرده است. ایران نیز در غرب افغانستان و حتی در حوزههای نزدیک به کابل، همچنان از اهرمهای سیاسی و امنیتی خود بهره میگیرد.
در چنین فضایی، برخی جریانهای مخالف طالبان، اعم از جبهه مقاومت، جبهه آزادی و شماری از گروههای متکی بر گرایشهای قومی، سمتی و زبانی، که با فعالشدن دهلیزهای اقتصادی افغانستان، از جمله راه لاجورد و گسترش همکاریهای تجاری با چین، همسو نیستند، در تعامل با برخی حلقات نظامی پاکستان تلاش دارند تا از محور ولسوالی زیباک، جبههای تازه از درگیری را شکل دهند. این تصور که میتوان از طریق گسترش جنگ در شمال افغانستان به اهداف سیاسی دست یافت، بیش از آنکه یک راهبرد واقعبینانه باشد، میتواند به بحرانی گسترده در سطح منطقه منجر شود.
واقعیت این است که هرگونه تشدید درگیری در بدخشان، پیش از هر چیز شمال افغانستان را بیثبات خواهد ساخت و پیامدهای آن میتواند به کشورهای آسیای مرکزی نیز سرایت کند. تجربه نشان داده است که هزینه چنین بحرانهایی را نه طراحان خارجی و نه حامیان سیاسی آن، بلکه مردم عادی، محروم و بیدفاع افغانستان میپردازند؛ مردمی که همواره قربانی رقابتهای ژئوپلیتیکی و جنگهای نیابتی بودهاند.
نکته مهم آن است که اینگونه تحرکات، از پشتوانه فراگیر مردمی در داخل افغانستان برخوردار نیست. هر پروژهای که بر پایه مداخلات خارجی، رقابتهای استخباراتی و شکافهای قومی و منطقهای استوار باشد، نه به آزادی و ثبات میانجامد و نه آیندهای پایدار برای افغانستان رقم خواهد زد. ثبات افغانستان زمانی امکانپذیر است که منافع ملی، همگرایی داخلی و توسعه اقتصادی بر رقابتهای نیابتی و منافع بازیگران خارجی اولویت باید.
سخن اخر اینکه:
به باور من، تاجیکستان نمیتواند در پشتپرده این بازی خطرناک، صرفاً یک ناظر حاشیهای باشد. اگر آتش جنگ در شمال افغانستان شعلهور شود، تاجیکستان نخستین کشوری خواهد بود که با پیامدهای مستقیم امنیتی، سیاسی و اقتصادی آن روبهرو میشود و احتمال دارد به نخستین قربانی این بحران و حتی به بخشی از میدان رویاروییهای منطقهای تبدیل گردد.