Home+«آن‌چه در عرف زیرکی نام دارد، ولی منشأ آن سفاهت است»!

«آن‌چه در عرف زیرکی نام دارد، ولی منشأ آن سفاهت است»!

غرزی لایق

جستار سوم،
بینن سیوان در هر دو گفت‌وشنود رسانه‌یی در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۶ میلادی اتهام وارد نموده است که گویا سلیمان لایق در همان نشست هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب وطن به داکتر نجیب‌الله اهانت نموده و وی را «شیاد» خوانده و عنوان‌های کریه و بازاری دیگر به نشانی داکتر نجیب‌الله حواله داده است. او هم‌چنان افزوده است که سلیمان لایق از وی خواسته است تا داکتر نجیب‌الله را به وی بسپارد تا به کیفر عمل خویش رسانده شود. هم‌زمان وی مدعی گردیده است که هیأت اجرائیه قصد کشتن داکتر نجیب‌الله را داشته است.
از لندغرهای رسانه‌یی می‌توان انتظار چنین برخورد سخیف و پلید را داشت، زمانی‌که یک دیپلومات کارکشته و مسلکی نهاد محترم جهانی چون ملل متحد با این‌گونه دیده‌درایی، بدزبانی و بیان ولنگار با پیش‌آمدهای زمان مأموریتش وارد بزن‌گاه اندیشه می‌گردد، گنگ و لال و بی‌زبان می‌گردی. هیچ دیپلمات خارجی، به ویژه کارمندان مسلکی سازمان ملل متحد حق نه‌دارد که در رابطه با مقام‌های رسمی یک کشور از مرزهای ظریف وظیفوی خویش و نیز ارزش‌های پذیرفته‌شده‌ی دیپلوماتیک پا برون بگذارد. بینن سیوان دروغ می‌گوید. وی هم گفته‌های سلیمان لایق در آن نشست را وارونه تعبیر و تفسیر نموده و هم در گفتنی‌های خویش به آدرس سلیمان لایق و هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب وطن مرتکب غلو، خطا و دروغ نابخشودنی شده است. او نه‌می‌توانست به خود اجازه دهد تا در آن فضای آسیمه و پرغضب یکی از مقام‌های بالایی آن حاکمیت و هیأت اجرائیه را با چنان بی‌ادبی و پلشتی و پستی مورد خطاب و عتاب قرار دهد.
این امر را نه‌می‌توان منتفی شمرد که همان نشست هیأت اجرائیه زیر تأثیر جو غبارآلود و تنش‌زای پس از دژنشینی داکتر نجیب‌الله با گفتنی‌های هیجانی و نیش‌‌ زبان و ایماهای تند و زننده به نشانی هم‌دگر و داکتر نجیب‌الله رد و بدل شده باشد، تصویری که بینن سیوان از آن جلسه برای رسانه‌ها با بی‌حیایی ترسیم نمود، به هیچ‌گونه با واقعیت پرآشوب همان لحظه سازگاری نه‌دارد. رهبران همان حزب قشله‌گرا در گذشته‌ی نه‌چندان دور توانسته بودند به ساده‌گی پیشوا و بانی حزب را در کمال قساوت و بی‌رحمی با بالشت خفه کنند، توانسته بودند کودتاها و تصفیه‌های فزیکی هم‌ردیفان  و کشتار «رفقای» خود را راه‌اندازی کنند، توانسته بودند به ضرب و شتم و تحقیر هم‌دگر بپردازند، چیزی‌ که اما بینن سیوان پرداز داده است، فقط برای پنهان‌نمودن شکست مدهش برنامه‌ی فردی او دال بر ایجاد خلای قدرت و ربودن داکتر نجیب‌الله به سوی ناپیدا بوده است که با روپوش فریبنده‌ی «پلان صلح متحد» پرده‌پوشی می‌گردید.
در آن نشست هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب وطن که فریداحمد مزدک، نجم‌الدین کاویانی، عبدالوکیل، محمود بریالی، سلیمان لایق، محمد اسلم وطنجار، رازمحمد پکتین، جنرال محمد رفیع و عبدالقدوس غوربندی شرکت داشتند، سلیمان لایق از نام و نماینده‌گی آن‌ها با بینن سیوان و معاون سیاسی‌اش فلیپ کاروین امریکایی‌الاصل گفت‌وگو می‌کرد. در جلسه‌ی یادشده‌ی هیأت اجرائیه تنها انجنیر نظرمحمد، نوراحمد نور و سیداکرام پیگیر غایب بودند و غلام فاروق یعقوبی در همان صبحدم پس از پناهنده‌شدن داکتر نجیب‌الله کشته شده و یا خودکشی نموده بود. از میان این چهره‌ها، عبدالوکیل، رازمحمد پکتین، عبدالقدوس غوربندی و نیز فلیپ کاروین کتاب‌ها نوشتند و به نشر رساندند. در هیچ یک از آثار یادشده لجن‌پراگنی بینن سیوان مورد تأیید قرار نه‌گرفته است.
در بستر واکاوی هیجانات همان برهه نامه‌ی ماه جولای سال ۱۹۹۹ میلادی سلیمان لایق به بینن سیوان از ارزش اصولی برخوردار است. در نامه منجمله آمده است:
«اگر آن روز که شادروان دکتور نجیب‌الله نخستین روز پناهنده‌گی خود را در مقر ملل متحد سپری می‌کرد و شما در همان روز با استعفی‌نامه‌های نامبرده در وزارت خارجه به جلسه‌ی هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب روآورده بودید و درخواست انتقال دکتور نجیب‌الله را به هندوستان کردید، اگر من علی‌الرغم مخالفت تمام اعضای هیأت اجرائیه با درخواست شما موافقت می‌کردم، نه تنها مأمول انتقال او به خارج از کشور برآورده نه‌می‌شد، بلکه جان من هم به خطر می‌افتاد. در لحظه‌یی‌که هیچ‌گونه کنترول امنیتی وجود نه‌داشت و رییس جمهور سابق از ریاست جمهوری، رهبری تمام مقامات حزبی و سرقوماندانی اعلی قوای مسلح افغانستان استعفی داده بود و هیچ فرد و یا افراد دگری به جای او منصوب نه‌شده بودند و ملیشه‌های دوستم و چریک‌های احمدشاه مسعود در زدوبند با خائنین درون حزب و دولت هم‌دست به غارت‌گری و ترور رجال دولتی می‌پرداختند و وزیر امنیت و قوماندان لوای گارد امنیتی میدان را در قرارگاه شان کشته بودند، اگر در آن اوضاع به انتقال دکتور نجیب‌الله موافقت هم صورت می‌گرفت او به صورت حتم در فاصله میان مقر ملل متحد و میدان هوایی کابل کشته می‌شد و قتل او به این و آن گروه حتی به شما نسبت داده می‌شد. این به مراتب از آن سرنوشتی بدتر می‌بود که در پرده‌ی ابهام باقی بماند و مرتکبین آن ناشناخته باقی بمانند.»
بینن سیوان به خاطری دروغ می‌گوید و با افکار همه‌گانی با بی‌مروتی بازی می‌کند که پشتاره‌ی گناهان خویش را اژ چشم آدم و عالم پنهان کند. چند روز بعد، زمانی‌که هیجانات و عصبیت‌های روزهای نخستین پس از خروج پنهانی داکتر نجیب‌الله و سپس دژنشینی نامبرده در دفتر سازمان ملل متحد ته‌نشین گردید، هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب وطن به بینن سیوان مشوره داد تا داکتر نجیب‌الله را به هندوستان انتقال دهد. در نامه‌ی یادشده‌ی سلیمان لایق آمده است:
«داکتر باید زنده می‌ماند و من شخصاً تمام تدابیر را برای حفظ و نجات جان او به کار برده‌ام. اصرار من در مورد جلوگیری از انتقال او در روز اول تحصن روی همین پیشبینی بوده است و شما هنوز به صورت حتم به خاطر دارید که روز چهارم تحصن او من به شما اطلاع دادم که مخالفان وی در هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب وطن از جوش و خروش انتقام‌جویانه در مورد نجیب‌الله بازمانده و شما می‌توانید مساله‌ی انتقال او را از افغانستان مطرح کنید. شما در همان روز بالموجه در جلسه‌ی هیأت اجرائیه حضور یافتید و بعد از این‌که پیام شورای جهادی تنظیم‌ها در مورد … انصراف از پروگرام ملل متحد در باره‌ی جاگزین‌شدن حکومت مؤقتی در افغانستان را به هیأت اجرائیه ابلاغ کردید، موضوع داکتر نجیب‌الله را برای انتقال او به دهلی پیش کشیدید و هیأت اجرائیه تحت ریاست من رسماً با آن موافقت کرد. لیکن شما در عمل امکان انتقال او را پیدا نه‌کردید و گروه کارمل که زمام تمام نیروهای فعال جمهوری افغانستان را به دست داشت در بدل کشیدن نجیب‌الله از افغانستان، از ملل متحد طالب امتیازات شد. هنوز که هنوز است من به جزئیات مذاکرات جداگانه میان شما و محمود بریالی در این مورد وارد نیستم و نه‌می‌دانم جانب آنان از ملل متحد چه انتظاراتی را مطرح کردند که شما در تأمین آن ناتوان شدید و نجیب‌الله را تا روز شکنجه و ترور وحشت‌ناک او به دست گماشته‌گان پاکستان در آن بیغوله‌ی وحشت تنها و بی‌دفاع گذاشتید.»
نسل کهنه‌ی رهبران همان حزب سربازخانه‌یی دیگر زنده نیستند تا یخن کثیف بینن سیوان را محکم بگیرند و از او خواستار پاسخ شوند. نسل من حق دارد به جای غرق‌شدن در گنداب جدال‌های رسانه‌یی، از بینن سیوان بپرسند که:
– چرا پس از مجوز رسمی هیأت اجرائیه‌ی شورای مرکزی حزب وطن در روز چهارم پناهنده‌گی داکتر نجیب‌الله وی را به هند انتقال نه‌داد؟ چه موانع دیگر در راه انتقال داکتر نجیب‌الله به هند وجود داشت؟
– زدوبند پنهانی میان بینن سیوان و محمود بریالی و شرط‌بستن بالای سر داکتر نجیب‌الله چه وقت، چه‌گونه و به کدام هدف شامل اجندای کاری ملل متحد گردیده بود؟ آیا سرمنشی ملل متحد نیز در جریان چنان معامله‌ی مخفی قرار داده شده بود؟
– چرا پس از اعلان انحلال حزب وطن از جانب حضرت صبغت‌الله مجددی در ۸ ثور سال ۱۳۷۱ تا روز دارزدن داکتر نجیب‌الله ملل متحد در «خروج مصئون» داکتر نجیب‌الله موفق نه‌گردید؟
بی‌گمان، این پرسش‌ها در کتاب «پندنامه‌ی فروپاشی» با تمام ریزودرشت آن به دست واکاوی فن‌شناسانه سپرده شده است.
ادامه دارد

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

ادب

له مرحوم محمد هاشم میوندوال سره زما دوې خاطرې | زمری محقق

د میوندوال د شهادت د ۵۳ کال په مناسبت: لومړی خاطره (انتخابات ):   د مرحوم محمد هاشم میوند وال د انتخاباتو څځه زما یوه نه هیریدونکې...