غوث جانباز
در پی اختلال در مسیرهای سنتی تأمین انرژی، اسلامآباد بهدنبال تنوعبخشی به منابع خود بوده و گزینه واردات نفت و مواد سوخت از روسیه از مسیر افغانستان را بهگونه جدی دنبال میکند.
در مقابل، طالبان با احتیاط و بدبینی به این درخواست مینگرند. تجربه انسدادهای مکرر دروازهها از سوی پاکستان در سالهای گذشته، سطح اعتماد را بهشدت تضعیف کرده است.
از همینرو، رهبری طالبان—بهویژه در حوزه اقتصادی—بازگشایی بدون دریافت تضمینهای معتبر را پرریسک تلقی میکند. تأکید بر تضمینهای بینالمللی، نشاندهنده تلاش طالبان برای تبدیل یک مطالبه تجارتی به تعهدی سیاسی و الزامآور است.
با این حال، واقعیتهای جیوپولیتیک منطقه دستیابی به چنین تضمینهایی را دشوار میسازد.
چین، بهعنوان میزبان و میانجی مذاکرات، هرچند علاقهمند به ثبات و تداوم مسیرهای ترانزیتی است، اما بهطور سنتی از ورود به تعهدات الزامآور در منازعات دوجانبه اجتناب میکند.
از سوی دیگر، نبود یک سازوکار منطقهای مؤثر برای نظارت و تضمین اجرای توافقات، چالش دیگری بر سر راه هرگونه پیشرفت پایدار در این مذاکرات است.
در این چهارچوب، وضعیت کنونی را میتوان «بنبست اعتماد» توصیف کرد: پاکستان به دسترسی فوری و عملیاتی به مسیرهای ترانزیتی نیاز دارد، اما آمادگی ارائه تضمینهای طویل مدت را ندارد؛ در مقابل، طالبان بدون چنین تضمینهای حاضر به بازگشایی کامل دروازهها نیستند.
پیامدهای این بنبست میتواند فراتر از حوزه اقتصاد گسترش یابد. تداوم وضعیت فعلی احتمال تشدید تنشهای امنیتی در مناطق مرزی، بهویژه در امتداد خط دیورند، را افزایش دهد—مناطقی که پیشتر نیز شاهد درگیریها و حملات متقابل بودهاند.
در این میان، طرح موضوعاتی چون جبران خسارات ناشی از حملات نظامی پاکستان و درخواست توقف این حملات از سوی طالبان، میتواند بهعنوان اهرم فشار در روند مذاکرات مطرح شود.
در نهایت، آینده این گفتوگوها به میزان انعطافپذیری طرفین وابسته است. اگر پاکستان همچنان بهدنبال راهحلهای کوتاهمدت برای بحران انرژی خود باشد و طالبان نیز بر دریافت تضمینهای حداکثری پافشاری کنند، بنبست ادامه خواهد یافت. اما در صورت حرکت بهسوی توافقات مرحلهای—مانند بازگشایی مشروط و تدریجی دروازهها همراه با ایجاد سازوکارهای نظارتی مشترک—امکان کاهش تنش، مدیریت بحران و شکلگیری حداقلی از اعتماد متقابل فراهم خواهد شد.