Home+فروپاشی را به جان می‌خرد| زلمی نصرت

فروپاشی را به جان می‌خرد| زلمی نصرت

اعلام وضعیت اضطراری در خیبر پښتونخوا، هم‌زمان با شکل‌گیری یک حرکت گسترده و سراسری از سوی حزب تحریک انصاف به رهبری عمران خان و تعلیق وظایف سهیل آفریدی، گورنر خیبر پښتونخوا، نه‌تنها به حل بحران موجود کمکی نخواهد کرد، بلکه می‌تواند اوضاع را به‌مراتب وخیم‌تر سازد. در چنین شرایطی، احتمال تشدید بحران سیاسی و حتی فروپاشی ساختار کنونی پاکستان را نیز نمی‌توان نادیده گرفت.

برای درک ابعاد این بحران، باید مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را در کنار یکدیگر بررسی کرد؛ از جمله برخوردهای تبعیض‌آمیز و تحقیرآمیز برخی محافل قدرت در پنجاب با پشتون‌ها، بازداشت شماری از فعالان جنبش تحفظ پشتون (PTM) به رهبری منظور پشتین، مسدود شدن گذرگاه‌های مرزی با افغانستان، انتقال و جابه‌جایی گروه‌های مخالف دولت افغانستان به مناطق مرزی و افزایش تحرکات تحریک طالبان پاکستان (TTP).

در کنار این عوامل، تداوم بی‌ثباتی در بلوچستان و کشمیر، گسترش حضور و اعزام نیروهای نظامی پاکستان به عربستان سعودی، کاهش اعتماد چین به پاکستان، تداوم رقابت با هند و ناخشنودی روسیه، ایران و برخی دیگر از بازیگران منطقه‌ای از سیاست‌های اسلام‌آباد، بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.

با در نظر گرفتن مجموع این عوامل، روشن می‌شود که پاکستان با مجموعه‌ای از بحران‌های درهم‌تنیده روبه‌رو است که حل آن‌ها صرفاً از طریق اقدامات امنیتی، فشار نظامی یا محدود ساختن فعالیت‌های سیاسی امکان‌پذیر نیست. تداوم چنین سیاست‌هایی نه‌تنها شکاف میان دولت مرکزی و مناطق و اقوام مختلف را عمیق‌تر می‌سازد، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز گسترش بی‌اعتمادی، نارضایتی و بی‌ثباتی در سایر بخش‌های کشور، از جمله پنجاب و سند، نیز شود.

به باور من، راه برون‌رفت از این وضعیت، پذیرش مطالبات برحق پشتون‌ها و بلوچ‌ها، احترام به حقوق اساسی آنان، به‌رسمیت شناختن رأی مردم و پایان دادن به سیاست‌های تبعیض‌آمیز است. تجربه نزدیک به هشت دهه موجودیت پاکستان نشان داده است که حفظ و بقای نظام فدرالی این کشور از طریق فشار نظامی و سرکوب سیاسی دیگر امکان‌پذیر نیست. فدرالیسم زمانی می‌تواند پایدار بماند که بر پایه عدالت، برابری، احترام به حقوق اقوام و پذیرش اراده مردم استوار باشد.

در چنین شرایطی، تلاش‌های حکومت پاکستان برای جلب حمایت ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی نیز به‌تنهایی نمی‌تواند راه‌حلی پایدار برای بحران کنونی باشد. حمایت خارجی، حتی اگر به دست آید، نمی‌تواند جایگزین اصلاحات بنیادی در ساختار سیاسی، تقویت نظام فدرالی و بازنگری در سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای پاکستان شود.

از سوی دیگر، برخی موضع‌گیری‌ها و توییت‌های زلمی خلیلزاد نیز، از دید من، نشان می‌دهد که ادامه سیاست‌های کنونی پاکستان با دشواری‌های فزاینده‌ای روبه‌رو خواهد شد. اگر اسلام‌آباد واقعاً خواهان جلوگیری از تشدید بحران و حفظ ثبات کشور است، ناگزیر باید در سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای خود، به‌ویژه در قبال افغانستان، بازنگری بنیادی کند.

پاکستان اکنون در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز قرار دارد: یا با پذیرش اصلاحات بنیادی، تأمین حقوق برحق پشتون‌ها و بلوچ‌ها و احترام به اراده مردم، زمینه ثبات، عدالت و همزیستی مسالمت‌آمیز را فراهم می‌سازد، یا با ادامه سیاست‌های ناکام گذشته، خطر تعمیق شکاف‌های قومی و سیاسی و گسترش بی‌ثباتی و فروپاشی را به جان می خرد.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

ادب

دا اعدام ودروئ!

ډایلاګ: نانا پاټیکر- ژباړه: غني حسن تاسو نن ټول راغلي یاست، چي زما د مرګ ننداره وکړئ!  اوس به ما په دار وځړوي؛ ژبه به...