انجنیر زلمی نصرت
دنمارک
من در مورد صدای ترکستان جنوبی در شمال افغانستان به این باورم که افغانستان از مرحلۀ تجزیه عبور کرده است. بدون تبصره بر این موضوع، میخواهم بگویم که:
صدای ترکستان جنوبی، عکسالعملی در برابر هژمونی پارسیخواهان، خراسانخواهان و هزارستانخواهان است؛ جریانی که باعث شد فارسیزبانانِ ترکتبار به واکنش وادار شوند و بپرسند چرا باید زیر سلطه و هژمونی فرهنگی و زبانی پارسی قرار بگیرند، از آن پیروی کنند و آن را بپذیرند؛ مگر اینکه از هویت قومی و زبانی خود دست بکشند.
در صفحۀ پنجم نامۀ مورخ ۱۳۲۶ هجری خورشیدی، وزیر محمدگلخان مومند خطاب به شاهمحمود، که تازه از لندن برگشته بود، چنین مینویسد:
«… چند مدتی معارف پشتو شد، اما بعداً این نظریه بهعنوان زیرکی و فریب مخالفان چنین مطرح گردید که در هر جایی که پشتونها اکثریت دارند، تحصیلات به زبان پشتو باشد و زبان فارسی منحیث یک زبان در سیستم آموزشی شامل گردد؛ و در مناطقی که فارسیزبانان اکثریتاند، تعلیمات به زبان فارسی و آموزش پشتو بهعنوان یک زبان در نصاب شامل شود.
… خوب، این را هم میپذیریم؛ اما اقلیتهای دیگر مانند عربها، اوزبیکها، ترکمنها و دیگران نیز جمعیت قابل توجهی دارند. اگر رعایت حقوق اقلیتها مطرح است، باید به عربها به زبان عربی، به اوزبیکها به زبان اوزبیکی و به ترکمنها به زبان ترکمنی آموزش داده شود، در حالیکه چنین نمیشود و آموزش فارسی بهصورت اجباری بر آنان تحمیل میگردد.
… نمیدانم علت برتری دادن فارسی چیست، در حالیکه نه پشتو و نه فارسی زبان مادری بسیاری از آنان است. بسیاری از این مردم حتی به فراگیری زبان پشتو نیز علاقهمند هستند. اگر قبول ندارید، میتوانم عرایض آنان را نیز برای شما بفرستم…»
برگرفته از کتاب «د افغانستان د بقا محور»، چاپ ۱۴۰۰ ل.
باید پذیرفت که ترکتباران امروز افغانستان، ترکتباران صد سال پیش نیستند. چه کسی بخواهد و چه نخواهد، آنان برای حفظ زبان و هویت خویش دست به هر اقدامی خواهند زد. با جبر و تحمیل نهتنها مشکلی حل نمیشود، بلکه ناممکن است کسی بتواند هژمونی خود را بر آنان تحمیل کند.
همچنین باید اعتراف کرد که در حق ترکتباران جفا شده است؛ هم از سوی دیگران و هم از سوی خودشان، زیرا به زبان و هویت خویش کمتر توجه کردند و برای مدت طولانی زیر هژمونی زبان فارسی قرار گرفتند. با این حال، امروز دیگر اجازه نخواهند داد کسی زبان و هویتشان را از میان ببرد.