Homeمقالېدریسرنوشت مبهم داکتر اشرف غنی| انجنیر زلمی نصرت

سرنوشت مبهم داکتر اشرف غنی| انجنیر زلمی نصرت

انجنیر زلمی نصرت
دنمارک
نه فال‌بین هستم، نه نابغه و نه هم قصد تخریب دارم. آنچه می‌نویسم، نتیجه برداشت‌ها و یافته‌های فرا قومی و شخصی من است؛ یافته‌هایی که شاید هم دقیق نباشند. با این حال، گمانه‌زنی را حق خود می‌دانم.
نگرانی من از سر دلسوزی است؛ مبادا این موی سفید روزی سر از گوانتانامو درآورد یا به‌گونه‌ای به سرنوشت ظاهر قدیر گرفتار شود.
بالاخره یک بار هم در صف سربازان خود، او را «استادی و‌ رتبه» دادند.
سخن من درباره سرنوشت آینده داکتر صاحب اشرف غنی است؛ اشرف غنی‌ که گویا برای دومین بار  است که ناپدید شده است.
او در دور دوم ریاست‌جمهوری، با تکیه بر چند «دوست» سناتور  امریکایی خود گام برداشت؛ اما گامی که نه عاقبت‌اندیشانه بود و نه موفق.
با مقایسه و سنجش مصاحبه‌ ای برادر و حامیان داکتر صاحب اشرف غنی با اظهارات زلمی خلیلزاد و مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین ایالات متحده و موضعگیری سخت سنای امریکا به این نتیجه رسیده‌ام.
برادرش در مصاحبه‌ای می‌گوید که به دلیل حساسیت‌ها و مشکلات امنیتی نمی‌تواند درباره محل بودوباش او چیزی بگوید.
از سوی دیگر، سخنان وزیر اطلاعات و فرهنگ پیشین او، عبدالباری جهانی، و نیز اظهارات پمپئو مبنی بر حمله به اشرف غنی، مسائلی است که باید جدی گرفته شود و نباید در پی سخنان برخی هواداران جوان داکتر اشرف غنی برویم و انرا جدی بگیریم؛ کسانی که زیر نام «نهضت جوانی‌سازی» چون سمارق سر برآوردند.
پنج سال است که پرونده فرار مفتضحانه نیروهای امریکایی در مجلس سنای امریکا زیر بررسی قرار دارد.
چندین جنرال امریکایی و شماری از مقام‌های افغان برای ارائه توضیحات فراخوانده شده‌اند.
خلیلزاد و پمپئو نیز گزارش‌های خود را ارائه کرده‌اند.
پرونده خروج شرم‌آور نیروهای امریکایی هنوز تکمیل نشده و نیازمند جمع‌بندی نهایی است.
از این منظر، داکتر اشرف غنی به‌عنوان رئیس‌جمهور  فراری افغانستان که در زمینه مکلفیت های داشت، مکلف به پاسخ‌گویی در این زمینه دانسته می‌شود.
در اوج بحران کرونا، پمپئو چندین بار به افغانستان سفر کرد و از داکتر اشرف غنی و امرالله صالح خواست تا انتخابات را به تعویق انداخته و با جدیت و مسئولیت بیشتری روی روند مذاکرات با طالبان کار کنند؛ اما آنان بر موضع خود (راه اندازی انتخابات ریاست جمهوری و تکمیل دوره ریاست جمهوری) پافشاری کردند.
کار به جایی رسید که امریکا یک میلیارد دالر از کمک‌های خود را کاهش داد، اما باز هم این هشدارها مورد توجه داکتر اشرف غنی و‌امرالله خان قرار نگرفت.
پس از پمپئو، آنتونی بلینکن به وزارت خارجه امریکا رسید و نامه‌ای به ارگ کابل فرستاد.
اما امرالله صالح، معاون اشرف غنی، آن را بی‌اهمیت جلوه داد و گفت که از این‌گونه نامه‌ها زیاد دریافت می‌کنند و نظام را با بودجه ریاضتی خود می‌چرخانند.
در همان زمان، بسیاری از ما با تعجب می‌پرسیدیم که این «بزرگان» بر چه کسی، بر چه چیزی و بر کدام امکانات تکیه دارند، سر میخ کی می پرند که چنین مواضعی اتخاذ می‌کنند.
در میان دوستان بارها گفته بودیم که چنین رفتارها و اظهاراتی، به دور از عقلانیت و منطق سیاسی است و بیشتر به تصمیم‌ها و مواضع مالیخولیایی شباهت دارد؛ گویی از سرنوشت رژیم‌های کاملاً وابسته گذشته هیچ درس عبرتی گرفته نشده است.
ترکیب هیأتی که برای مذاکره با طالبان به دوحه فرستاده شده بود نیز چنان عجیب و نامتجانس بود  که انسان را به یاد قصه « برج گاو شیری» و ضرب‌المثل «زاغ و بودنه» می‌انداخت.
گمان می‌کنم که اشرف غنی یا برده شده است و یا برده خواهد شد تا پرونده شیوه  فرار سر بازان امریکایی یک‌سره و نهایی شود.
 همه شاهد بازدید برخی صحنه های پروسه بازداشت و انتقال رئیس جمهور قانونی ونزوئلا به ایالات متحده هم بودیم که  آب از آب تکان نخورد.
یکی دو پرسش از هواداران او دارم:
چرا در این پنج سال، هیچ‌گاه از معاذیر امنیتی  داکتر اشرف غنی سخنی در میان نبود،  که اکنون چنین موضوعی  جدی مطرح می‌شود؟
* چرا در تبلیغات سیاسی، با نمایش‌های به ظاهر ملی، نوعی خصومت با امریکا به نمایش گذاشته می‌شود؟
مضحکتر  اینکه با سقوط  و فرار جمهوریت و فروپاشی تمامی ارکان قدرت، قوه قضائیه، مقننه و اجرائیه عملاً صلاحیت اجرایی خود را از دست داد. در چنین شرایط،  از نگر من شایسته این بود که  واقعیت وضعیت پذیرفته می شد و رفع مسئولیت صورت میگرفت، نه اینکه تا امروز انها خود را زمامداران «منتخب» میدانند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

ادب

متروپولیس؛ هغه فلم چې د اوسني وخت وړاندوینه یې کړې وه

تاند (شنبه، د غبرګولي/ جوزا ۹ مه) میتروپولیس Metropolis، چوپ یا بې خبرو فلم، چې په ۱۹۲۷ کال جوړ شوی او د جرمني د...