Home+رویاهای معلق: روایت دختران افغان در سایه محرومیت از آموزش

رویاهای معلق: روایت دختران افغان در سایه محرومیت از آموزش

نویسنده: حسینه رفیع

در شرایطی که جهان از پیشرفت، برابری و دسترسی همگانی به آموزش سخن می‌گوید، میلیون‌ها دختر در افغانستان هنوز از ابتدایی‌ترین حق انسانی خود—آموزش—محروم‌اند. این محرومیت نه تنها یک بحران داخلی، بلکه یک فاجعه انسانی است که پیامدهای آن نسل‌ها را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

پنج سال از زمانی می‌گذرد که دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران بسته شده است. در این مدت، رؤیاهای بی‌شماری در سکوت شکسته شده‌اند؛ رؤیاهایی که می‌توانستند آینده‌ای روشن‌تر برای این سرزمین رقم بزنند. امروز، آموزش برای دختر افغان نه یک مسیر عادی، بلکه یک آرزوی دور و دردناک است.

سفر من به یکی از قریه‌های محروم، تصویری عینی از این واقعیت تلخ را پیش چشمانم گذاشت. در آنجا دخترانی را دیدم که با وجود نبود امکانات اولیه زندگی، هنوز هم در دل خود آرزوی درس خواندن را زنده نگه داشته‌اند. آن‌ها می‌خواستند انجینر شوند، داکتر شوند، معلم شوند—یا هر آنچه که استعداد و علاقه‌شان ایجاب می‌کند. اما این خواسته‌ها، در شرایط کنونی، به رؤیاهایی دست‌نیافتنی تبدیل شده‌اند.

پیش از این، همین دختران هر روز با امید و انگیزه راهی مکتب می‌شدند. اما ناگهان، موجی از محدودیت و تفکر افراطی، همچون ابری سیاه، بر روشنایی علم سایه افگند و مسیر زندگی آنان را تغییر داد. اکنون، به‌جای کتاب و قلم، با ناامیدی و انتظار روزگار می‌گذرانند.

آنچه این وضعیت را دردناک‌تر می‌سازد، سکوت جامعه جهانی است. در حالی که نهادهای بین‌المللی از حقوق بشر و برابری جنسیتی دفاع می‌کنند، در برابر این نقض آشکار حقوق میلیون‌ها دختر، واکنش‌ها اغلب ناکافی و بی‌اثر بوده است. این سکوت، نه تنها ناامیدکننده، بلکه پرسش‌برانگیز است.
در برابر این بی‌عدالتی، زنان افغان خاموش نمانده‌اند. آنان به خیابان‌ها آمده‌اند، صدای خود را بلند کرده‌اند و خواستار حقوق اساسی‌شان شده‌اند:
تعلیم، کار و آزادی.

این صداها، هرچند با سرکوب مواجه شده‌اند، اما همچنان زنده و مقاوم باقی مانده‌اند.

مبارزه برای حق آموزش، تنها یک مطالبه فردی نیست؛ بلکه تلاشی جمعی برای حفظ کرامت انسانی و آینده یک ملت است. زنانی که امروز از آموزش محروم‌اند، فردا از مشارکت در توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز باز خواهند ماند—و این، به زیان کل جامعه خواهد بود.

من، به‌عنوان یک زن افغان و شاهد این واقعیت تلخ، باور دارم که این مبارزه باید ادامه یابد. حتی در دشوارترین شرایط، امید نباید خاموش شود. تاریخ، روزی درباره این دوران قضاوت خواهد کرد—درباره سکوت‌ها و ایستادگی‌ها.
آرزوی من روزی است که هیچ زنی در این سرزمین، به جرم زن بودن، از حقوق اساسی خود محروم نشود. روزی که دختران افغان بتوانند بدون ترس، آزادانه به مکتب بروند و آینده‌ای را که شایسته آن هستند، بسازند.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

ادب

زموږ د وختونو پسرلي | پوهاند دودیال

زموږ د وختونو پسرلی ښه و، برکت و، مینه وه، یووالی و او هیلې وې. نوروز ته به  یوڅو ورځې پاتې وې، چې د...