یکشنبه, مې 19, 2024
Home+در مورد نوشته های غیر ملی و کاپی شده ی قاضی زاده

در مورد نوشته های غیر ملی و کاپی شده ی قاضی زاده

فقیر

از مدتی سیف قاضی زاده آغاز به نشر مقالات در مسایل تجارت، موقعیت جغرافیایی و منابع طبیعی (معادن و دریاها) افغانستان نموده است. نوشته های او از همان بدو نشر آن با انتقاد و حتا رد نویسنده های دانشمند و اگاه ازین مسایل روبرو شد. نوشته ی اول  او در مورد راه تجارتی چین و پاکستان از منطقه ی پامیر افغانستان بود. او این را راه کوتاه و اقتصادی معرفی کرده، ولی غافل از آنکه این مسیر کوتاه به نفع  چین وپاکستان و تاجکستان است، اما به نفع افغانستان نیست. این فاصله ۷۴- ۹۰ کیلو متر برای قطارهای سریع السیر مصافت هفت الی هشت دقیقه است. درین فاصله نه کدام ستیشن و نه محل بارگیری و غیره مسایل امکان دارد. درحالیکه  افغانستان میخواهد چهارراه راه تجارت اسیای مرکزی و جنوب آسیا باشد و چندین طرح مفید ملی درین مورد قبلاً ارائه داشته که طی آن ما از منافع ترانزیت، ستیشن ها، گمرک و سایر مزایا برخورردار و مسیر راه از چندین ولایت باید بگذرد تا برای مردم فرصت استخدام، تجربه ترانسپورت خط آهن، سهمگیری در تجارت و ایجاددفاتر و غیره مهیا گردد. در رد این مقاله او، درهمان وقت نوشته ی نشر شده بود. بعداً در دو مقاله بعدی او، در نحوه نوشتار و اصطلاحات نااشنا و بیگانه انتقاداتی صورت گرفت تااینکه هفته ی گذشته از قلم یکی از همکاران سابقه دار و شناخته شده افغان جرمن تحلیل و ارزیابی مفصل تحت عنوان(مشوره در راستای منافع ملی کشور ما) صورت گرفت و قاضی زاده را متوجه اشتباهاتش ساخت،ولی قاضی زاده طبق تبصره یکی از همکاران قلمی آریانا افغانستان آنلاین خود را غلی گرفته است. سایرین نظر داده بودند که قاضی زاده در پی آن نیست که چه به نفع و چه به ضرر مااست، او فقط از منابع خارجی کاپی و یا ترجمه نموده و نظر خودش درآن منحیث کسیکه منفعت کشور و مزایای ونواقص این تدابیر را طورمقایسوی سنجیده باشد، وجود ندارد. بعضی ها حتا نام آن منابع خارجی را که قاضی زاده از آن نقل مینماید نیز ذکر کرده اند.

به هر تریتب :  مقاله (؟!) اخیر او تحت عنوان حوزه ابگیری دریا کابل است، که ان را بشکل (حوضه) نیزنوشته است. او مخفف این حوزه را ( KRB) نقل کرده که منظور از آن ( Kabul River Basin ) است و هدف از basin همانا watershed بوده که زمین های ساحه مربوطه را آبیاری مینماید، پس درین صورت کلمه ابگیر هیچ صدق نمی نماید. اوحوزه های ابیاری را پنج میداند، درحالیکه محققان رشته، بهتر میدانند تا ابهای روزمینی وجاری در شش حوزه مطالعه گردند: آمو، شمال، هریرود/مرغاب، هلمند، کابل ومنطقه آزاد درجنوب کشور. البته شکی نیست که حدود پنجاه سال قبل  دفتر FAO در افغانستان، حوزه های ابیاری را سه حوزه گفته بود، اما امروز نظر به پیشرفتها در مطالعات اب و اهمیت آن بهتر است غرض مدیریت و استفاده درست، حوزه های ششگانه  را که متخصصان اب پیشنهاد نموده اند، بشناسیم.

ایشان مینویسد:(… دریا های افغانستان از دشتهای پهناور میگذرد…)

عجب است، افغانستان ساحات دشتی(طبق تعریف دشت) بسیار کم دارد، اصلاً دریاهای افغانستان از کوهستانات وبا سرعت زیاد ازنشیبها میگذرد که در وادیها مردم شریف ما زراعت خود را با امکانات عنعنوی – ابتدایی در دوطرف آن انکشاف داده اند که آب کافی برای این زراعت شان باید با مدیریت علمی و معاصراستفاده اعظمی گردد. بعداً قاضی زاده حوزه ها را چهار ساخته. دریاهای شمال(کوکچه..) را از قلم انداخته، یا ان را به آمو ملحق ساخته ؟! چرا باید این دریاها مربوط آموگردد؟

عنوان مقاله او دریای کابل است، ولی او دریاهای دیگر را نیز تشریح نموده، که باعث پیچیدگی و سردرگمی میگردد. عجب  است که درجای زمینهای زراعتی بامیان را نیز شامل حوزه دریای کابل شمرده است!

قاضی زاده یاد اورشده که افغانستان بعد از ۲۰۰۱ اقدام بلند پروازانه نمود تا ابهای خود را مدیریت کند. درحالیکه این اقدامات بعد از سالهای ۲۰۱۴و ۲۰۱۵ بنا بر ضرورت اتخاذ گردید و افغانستان حق دارد، تا از آب خو استفاده کند، این (بلندپروازی) نیست. اینها پروژه های بودند که حتا پنجاه سال قبل و بعضی آنها هفتاد سال قبل مد نظر بودند. بلند پروازی به چیزی  اطلاق میگردد که از روی شوق بوده ویا ناممکن واز اجرای آن ناتوان باشند. درحالیکه افغانستان شصت سال قبل کانال ننگرهار را که یک پروژه ی بسیار دشوار، ولی حیاتی و مفید بود/ است، و از میان کوهها و اراضی صعب العبور میگذشت، موفقانه اعمار نمود که دارای سه سیفون بزرگ و در یک محل (۹) کیلومتر از زیر یک کوه میگذرد و چهار فارم بزرگ روی آن اعمار شد  که هر فارم دارای سیلو، مکتب، فامیلی ها برای کارکنان، سینما، سرکها، مالداری، ستیشن های تحقیقاتی، ورکشابهای میکانیزه وسایر ملحقات بود. خود کانال در جاهای لازمه دارای دیوار های استنادی، استرکاری وزابُر ها است. برعلاوه برای  ولایت ننگرهار فابریکه برق روی آن ساخته شد. درحالیکه قوشتیپه فقط از بین زمینهای نرم وبدون سنگلاخها میگذرد. جریان آب که معمولاً توسط مترمکعب فی ثانیه اندازه میشود، ایشان آن را با کلمات نامانوس و عجیب یاد اوری نموده. مقدار آب که از کشور نسبت ناتوانی درمدیریت آن، از کشور خارج میشود،جناب شان این ضایعه اب را (تخلیه) نامیده . گویا وظیفه و رول دریا درین است که هرچه زودتر آب را تخلیه وخارج کند!! او این بیرون شدن آب را ضروری شمرده مانند تخلیه بیت الخلا؟؟ اومعاونین دریای هار را (شاخه) نامیده، در حالیکه شاخه با کلمه (معاون یک دریا) تفاوت دارد. او گفته که در تابستان دریای کابل کاملاً خشک است، درحالیکه در تابستان تمام ضرورت ورسک و سایر بندها و زمینهای وسیع پشاور از آب ان استفاده میکند. همچنان دبت دریای لوگر را خیلی کمتر نوشته است. او دریای کورم و گومل را حق آن طرف سرحد دانسته ومیگوید بیشتر نفوس در آنجا ازین دریا های استفاده میکند ولی در این طرف استفاده کننده یا ندارد یا کم اند؟! او در هر سطر دیورند را (مرز) گفته و این آبها را عنوان (ابهای مشترک) داده است؟! سرچشمه ی دریای کنر را واضحاً چترال میخواند (…دریای کنر که از شمال پاکستان کوههای چترال تغذیه میشود…)

او بحث را چنان ادامه میدهد و مشکلاتی را تصنعی ایجاد میکند، تا افغانها از استفاده از آبهای شان منصرف شوند. درحالیکه بحث روی دریا ها و اب موضوع مسلکی وتخصصی است، نه سیاسی و استخباراتی ، طوریکه جناب از آن نقطه نظرها تشریح نموده.  عنوان عمومی(اصل عنوان) حوزه ی دریای کابل است، در حالیکه دربین چند دریای دیگر تشریح شده، ودوباره به دریای کابل پرداخته، میگوید: دریای کابل درشرق ۹ولایت – ننگرهار،کنر، لغمان، لوگر، کابل،کاپیسا، پروان، پنجشیر و بامیان را به خود اختصاص داده است… و دریای کنر را شاخه چترال میگوید.

خلاصه اگر این قلم نقل قولها را از نوشته شان درینجا بگذارد، برایتان غیر قابل باور وانمود خواهد شد، از طرف دیگر ادامه دادن به این هزلیات باعث افزایش فشار خون وسردردی تان خواهد شد. فقط میخواهم از آریانا افغانستان آنلاین، دعوت میدیا، جرمن افغان وسایرین بپرسم که شما چرا در مورد نوشته ها دقت نمی کنید و منافع ملی را با تیشه میزنید و در افکار جوانان بی مطالعه زهر میریزید؟ قاضی زاده چرا تا این حد بی تفاوت به منافع ملی شد که چند تن از هموطنان او را با الفاظ صریح خطاب نموده. این در حالیست که در افغان جرمن یکی برای چند روز چکر به افغانستان امده و بعد از برگشت به وطنش (امریکا) توصیف طالبان را تحریر داشته، آن دیگری ازین  سفرنامه او انتقاد کرده، در اریانا افغانستان آنلاین جنگ روی خربوزه وخربزه است. شما این کلکینچه نظرات را ببینید و این زهر پاشی مقالات تان را با ان مقایسه کنید. شما وضعیت حساس کشور، بدبختی مردم، وضع مهاجرین در پاکستان، فقر وبیکاری ملت، خودکشی ها، مهاجرتها، بسته بودن مکاتب و پوهتونها را ببینید و نازدانگی و چرندیات همکاران قلمی تان را ببنید.

یاداشت: اگر تحمل دارید مقاله ( حوضه ی آبگیری کابل) را از نظر بگذرانید.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

- Advertisment -

ادب